تبليغاتX
سینما همیشه - خامه شعر1

سینما همیشه

سینما تئاتر ادبیات

هنوز نمی دونم چرا برای این پست چرندیات زیر رو انتخاب کردم اما میخوام غلط هاش رو به احساس پشتش ببخشید 

 

از روز های   رفته بی  آه ِ نای و افسوس

بگذر مپرس از راه که خاکی است یا شوس

از سنگ و خار ِ در راه زخمی بگیر در پای

تا راوی دلیران گردی چو شاعر ِ طوس

***

سحر از عشق تو بیتاب گشتم

نماز عشق بردم خواب گشتم

حریم  عشق تو گرم و دل انگیز

من اما شمع بودم آب گشتم

***

منظور من از عشق تو این بی خبری بود

بیداری  شب، خواب به وقت سحری بود

بسته  است زبان ورد زبان همه مردم

این است که این عاشق عجب ساده سری بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط سیاوش مقدم   |