مرگ من یه حرفی بزن ، یه چیزی بگو ، دیگه بسه ، بازی در نیار الان که وقت شوخی نیست !اگه فکر می کنی با این کارهات می تونی منو بترسونی کورخوندی . داری حال منو بهم میزنی ...ولی من ...من که می دونم ؛ اینا همش اداست !
باشه ... باشه هر جور میلته ؛ انقدر بازی درآر که ... ببینم نکنه راس راسی ... د ِ بلند شو لعنتی ...بهت می گم بلند شو . خواهش می کنم ،این بازیه کثیفی ئه که شروع کردی، تمومش کن. من مستحق ئه این کارا نیستم ، اونم به خاطر یه ... یه .... تمومش کن ، بلند شو . می شینیم مثه دوتا مرد سنگامون رو وا می کنیم . من که بهت گفتم ، دیگه برام فرقی نمی کنه ...درسته که تو ...ولی هر چی باشه ما رفیقیم، مثه دو تا برادر ؛ دلم می خواد همه چی مثه سابق بشه . من ...من نمی خوام یعنی نمی تونم ... پاشو دیگه خودتو لوس نکن . من که بهت گفتم ؛ دیگه برام فرقی نمی کنه ... درسته که تو ...ولی هر چی باشه ما رفیقیم . من ....من ترجیح می دم بازنده بمونم ....این وسط ...اصلن چرا من باید مانع تون بشم . ما خیر سر ِمون آدم بزرگیم ، اون رو نمی دونم ....یعنی فکر نکنم ! ولی ما ... ما خیر سر ِمون آدم بزرگیم . می شینینم مثه دوتا مرد سنگامون رو وا می کنیم . مرگ من یه حرفی بزن ... ، یه چیزی بگو ، دیگه بسه ، بازی در نیار الان که وقت شوخی نیست !
سیاوش مقدم
دوی بامداد ِ 22/8/88


