مدتی قبل به لطف وجود استاد فتحعلی بیگی سفری به شهر تفرش دست داد برای دیدن یک مجلس تعزیه
که شرح آن را درزیر می خوانید
به جای مقدمه :
از خانه بیرون می آیم وبه سمت آژانس می روم ،راننده 5 دقیقه قبل یعنی درست در ساعت 5و31دقیقه و 8 ثانیه (با یکی دوثانیه پس و پیش ) و همزمان با اتمام کار شبانه ی یک پشه ی خون آشام بروی پره ی چپ بینی ام زنگ خانه را به صدا درآورده بود ،پشه با شکم پر از خون قصد پرواز داشت که موج صدایی به مانند صدای راهبه ای قرونِ وسطایی تمام وجودش را در احاطه گرفت و او را به یاد مشاهدات ِ یکی از اجدادش از جنگ خلیج فارس انداخت ،صدا به آرامی پشه را پشت سر گذاشت و در حین استحاله از صدای راهبه به صدای زنگ ،مانند نیزه ی غلام حبشی که در جگر حمزه ی سید الشهدا فرو می رود در مغز من پیچید چشم هایم را برهم نهادم وپس ازگذشت چند لحظه ، وقتی دوباره چشم گشودم خود را سوار آژانس در حال حرکت یافتم ،متوجه شدم که در هنگام خاموشی چشمانم یکی از هم پالگی هایم را نیزسوار کرده ایم ، در حال سواری زوزه کشان پهنه ی بزرگراه را
در می نوردید و سطح آن را به بیداری دعوت می کرد ،در نزدیکی دانشگاه راننده ی آژانس که متوجه شده ما دانشجوی هنریم می گوید: برادرزاده ی من هم دانشجوی هنر است و هنگام پیاده شدن ما متفکرانه می پرسد نمایش همون گرافیکه؟
سواری آژانس دور می شود متوجه دو اتوبوس بنز میشوم که در سال 1970 صفر کیلومتر بوده اند ! چشمم به گل گیر اتوبوس می افتد که روی آن نوشته: سلطان جاده
کنجکاویم باعث می شود گل گیر طرف دیگر را هم ببینم که روی آ ن نوشته: همیشه محکوم ولی بیگناه .
راننده های دو اتوبوس با دیدن این فعل من به طرف من و رفیقم می آیند چهره هایشان شبیه قهرمان های خاک آلود فیلم های کیمیایی است ،اسم یکی آقا اسدا... است ودیگری حسن آقا .
آقا اسدا... میگوید : شما مال اردوی طالقونید ؟
ومن می گویم: طالقون نه،تفرش!
- ای بابا به ما که گفتن طالقون
- فرقش چیه ؟
- ای بابا حسن آقا این پسره چی میگه ،تفرش 20 کیلومتر اون ورتره ،پس بقیه تون کجاس ؟
- میان حالا، حرکت ساعت شیش ونیمه
- ای بابا حسن آقا چی میگه این پسره ،به ما گفته بودن 5 حرکته ،ما از چهارونیم صبح ایجاییم
- به هرحال به ما اینطوری گفتن ...
نگاه عاقل اندر سفیهی به من و همراهم می اندازد سپس به ما پشت می کند تا بهمراه حسن آقا بروند ودر اتوبوس عقبی بنشینند
- بریم حسن آقا ،اینا دیگه کین؟
تفرش _ صلاة ظهر
نخست برای دیدن تکیه ای مرویم که متعلق به دوره ی قاجاریه است و چسبیده به مسجدی است که احتمالاً متعلق به اواخر دوره ی صفوی است البته قدمت ابنیه ای از این دست را به درستی نمی توان تخمین زد زیرا که چه بسیاربوده اند تکایا ومساجدی که بروی بنای مسجدی ویا تکیه ای قدیم تر از خود بنا شده اند که خود آن بنا ی قدیمی نیز بروی پرستشگاه ویا معبدی ساخته شده بوده،معماری این دو بنا در نوع خود منحصربه فرد است ،به محض ورود به تکیه باد خنکی صورت را نوازش می دهد دلیل اش کانال آبی است که ازقناتی در زیر مسجد میآید واز کنار سکوی تکیه می گذرد وکوران باد بروی آن هوا را به غایت خنک می کند و...
تفرش _ یک پردیس غذایی
گویند چهل درویش در خانقاهی بودند وچون شب در رسید خادم خانقاه به نزد پیر دراویش رفت وسر افکنده اظهار داشت :که ای شیخ جزاین چهار قرص نان در سفره نداریم درویش آن چهار قرص نان برگرفت وبه میان جمع برد وگفت : ای برادران این چهار قرص نان طعام امشب ماست نور از حجره بر میگیرم تا هر کس به قدر نیاز خورد ...ساعتی پس از آن چون پیر چراغ روشن نمود چهار قرص نان بر جای دید زیرا که هر کس چیزی نخورده بود جهت احسان به دیگران،حال چه کسی حق دارد دانشجوی تئاتر را از آن چهل درویش کم تر بپندارد ، تنها می ماند صدایی که در پردیس پیچیده بود:کباب هم شد غذا؟

تفرش _تکیه ای و درآن تعزیه ای
قدمت این تکیه نیز به دوره ی قاجار برمی گردد وتازگی مرمت شده بود به محض ورود ما دانشجویان دختر به قسمتی هدایت شدند که باید تعزیه را از آنجا واز پشت پرده میدیدند و پس از آن سرپرست گروه تعزیه خوان ها به استاد وما خوش آمد گفت وتعزیه آغاز شد.ابتدا چهارسوار دور سکو تاختند وسپس تعزیه خوان ها وارد شده وبه روی سکو می روند ،این مجلس تعزیه پنج یا شش صحنه داشت که یک صحنه اش گوشه محسوب می شد وآن صحنه ی شکسته شدن شمشیر حضرت علی وآوردن ذوالفقار توسط جبرائیل برای اوست،متأسفانه استفاده ی تعزیه خوان ها از بلند گو سبب می شد تا در برقراری ارتباط با کار دچار مشکل شوم مضاف براینکه بیشتر شبیه خوان ها قوائد عروضی را در خواندن شبیه نامه رعایت نمیکردند وآموزش سینه به سینه دستگاه های آوازی در میان آنها به عوض آنکه قوت باشد به آفت تبدیل شده است وعلاوه بر آنکه گاهی تحریر ها وقواعد دستگاه آوازی به درستی رعایت نمیشود گریز به گوشه های هر دستگاه نیز در لحظه ای نا به جا انجام می گیرد از اینها بگذریم موسیقی نیز دچار مشکلات فراوان بود ، نخست ناهماهنگی به این معنی که گاهی صدای موسیقی باعث میشد صدای شبیه شنیده نشود ودر واقع شروع زود تر از موعد موسیقی باعث نقصان کار می شد و دوم آنکه تم هایی از موسیقی جدید که
باعث سلب اصالت تعزیه اند نواخته می شدند از موسیقی متن سریال امام علی(ع ) تا مسافر ری وآهنگهای علی لهراسبی و ابراهیم طاطلیس و...

طهران -11 شب
درسرم ولوله ایست : پشه ی خون آشام - نمایش = گرافیک - آقا اسدا... - تاریخ معماری -چهل درویش - حمزه ی سیدالشهدا - قافیه ، عروض ، ابراهیم طاطلیس و دیگران...